احمد مجد الاسلام كرمانى
514
سفرنامه كلات ( فارسى )
نادر به اين تدبير كه مشعر از خوش طبيعتى او است . اولا از عموى خود انتقام كشيد . ثانيا تمام اقوام خود را كه اغلب در شهر و دهات نزديك كلات سكنى داشتند به قيد اطاعت آورد ولى به هيچيك از آنها آسيبى نرسانيد ، بلكه مهربانى و ادب نسبت به آنها كرد ، معدودى با كمال رغبت داخل خدمت او شدند و بمناصب بزرگ رسيدند ، چند ماه در آنجا با كمال اقتدار حكمرانى كرد تا قريب بيست و پنج فرسخ از اطراف بقدريكه ميخواست ماليات ميگرفت ، شاه طهماسب كاملا از اعمال نادر مطلع بود و كمال تغير را داشت از اينكه در مقابل عفويكه از جرايم سابق او شده بود اينحركات از او صادر شد ، عموى خود را بقتل رسانيد و قلعه محكمى را به تصرف آورده كه رفع آن از آنجا جز تقويت قشونى بزرگ ممكن نخواهد بود ولى سلطنت او در تزلزل بود و همه روزه علامت خرابى ظاهرتر ميشد ، از طرفى عثمانىها و از طرفى افغانها شاه طهماسب را محصور كرده بودند ، اين راه بهتر دانست كه نادر را بامداد خود بخواهد و بواسطه فرستادن قشون بدفع نادر از قوت خود نكاهد ، بنابراين به نادر اطلاع داده شد كه اگر اطاعت كند و بدربار بيايد كمال مرحمت در حق او مبذول خواهد افتاد و بمنصب « مينباشى » گرى منصوب خواهد شد ، تقصير « سيف الدين بيك » را نيز بخشيده و همين منصب به او مرحمت مىشود ، نادر قبول تكليف كرد يكنفر از صاحبمنصبان خود را با پانصد نفر بحكومت كلات گذاشت و خود با بقيه همراهان بحضور پادشاه آمد ، پادشاه در اول نادر را براى آنچه از او صادر شده بود توبيخ كرد ولى به نادر و اتباع او فرمود از تقصير شما گذشتم و يقين دارم رفتار آينده شما تلافى گذشته را خواهد نمود ، نادر بقدريكه توانست عذر تقصير خواست و بدرفتارى حكومت خراسان را نسبت به خود عرض كرد ، كه بعد از جنگ با تراكمه و غلبه بر آنها عوض تلافى خدمت او را از خدمت خارج نمود و صدماتيكه از عمو و اقوام او به